بالفعل مشابه تعريف جورجو است، ولي با وضوح كمتر. همچنين با تفصيل فراوان از كثرت عوالم بحث كرده است. خداوند كه قادر مطلق است، قادر به خلقت دنياهاي زيادي است، همانطور كه قادر است موجب شود تا انسان از او نفرت داشته باشد، ولي اگر بيش از يك جهان وجود داشته باشد، وجود خلاٴ را نميتوان منكر شد. كاملاً روشن نيست كه اين استدلال در رد كثرت عوالم است يا در قبول امكان خلاٴ. علم نه با اشياي واقعي، بلكه بيشتر با صورتبندي به احكام سروكار دارد.
درباب كتابدوستي يا عشق به كتاب بهاو و همچنين به ريچارد بري نسبت داده شده است، ولي ظاهراً احتمال دومي ميچربد.
علاوهبر شرحهاي فوقالذكر، او جزوههاي كلامي و منطقي، يك عبرتنامهٴ تاريخي، مواعظ،
بازي شطرنج در چهار مقاله و رسالههايي درباب اخترگويي نوشت.
گفتار كوتاه درباب كيمياگري كه بهنام اوست (در يك نسخهٴ خطي از سدهٴ پانزدهم در موزهٴ بريتانيا، هارلي 3528) در همان نسخه با خط ديگري به توماس هالكُت نامي، شاگرد جفري چاسِـر، نسبت داده شده ((كه
عبرتنامهٴ شطرنج را به شعر انگليسي نوشت)). درست است كه يك رسالهٴ شطرنج لاتيني به رابرت هالكُتي منسوب است، ولي براساس اين يادداشت ما بايد توماس هالكُت را كه در اواخر قرن ميزيست، از رابرت هالكُت متوفا در سال 1349 جدا كنيم.
بِـري
ريچارد بِـري. بنديكتي انگليسي، انسانگرا، كتابدوست (1287 ـ 1345).
ريچارد آنجرويل پسر سِـر ريچارد آنجرويل معروف به دوبري بهخاطر اين كه در بري سنت ادموندز در سافولك، يا در نزديكي آن، متولد شد. او در سال 1287 (نه 1281) به دنيا آمد و نزد عموي خود جان ويلوبي و سپس در آكسفورد تحصيل كرد. در دورهام به سلك فرانسيسيان درآمد. ادوارد دوم او را معلم پسر بزرگ خودش (متولد 1312) كرد و او وقتي در سال 1327 شاه شد (ادوارد سوم) از راههاي گوناگون به حمايت از معلم پيشين خود پرداخت؛ مناصب و مأموريتهاي مهمي بهوي واگذاشت و او را درشمار اعضاي خانوادهٴ خود درآورد. ريچارد خزانهدار گويان [آكيتن] و سپس ريشسفيد ويلز شد. در سال 1333 اسقفنشين دورهام بلامتصدي شد، رابرت گريستانسي1 رسماً براي آن انتخاب و منصوب شده بود، ولي چون از